عبد الحسين نوايى
243
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى )
و ولد ارشد امجد آن حضرت امير نسيم الدين محمد كه به ميرك شاه مشهور شدهاند ، ايضا در تكميل علوم و فنون سيما علم حديث بيگانهء زمانهاند و به موجب تعيين حضرت واقف - انار اللّه برهانه - در مقبرهء منورهء مذكوره قائممقام پدر بزرگوار خويش بوده به لوازم درس و افاده قيام مىنمايند و زمرهاى از طلبه ملازمت آن درس نموده از نتايج طبع نقاد آن جناب مستفيد و بهرهور مىگردند . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 349 ) خواجه عبد الرحمان والد ماجدش قاضى خواجه كلان سالهاى فراوان در بلدهء فاخرهء هرات بنابر فرمان خاقان منصور ، به فيصل قضاياى شرعيه مىپرداخت و قاضى نافذ الحكم بود . مهمات فرق انام را برحسب فتواى علماى اسلام به سرانجام مقرون مىساخت و جناب خواجه عبد الرحمان نيز در ايام دولت محمد خان شيبانى دو سه سال به منصب قضا منصوب گشته قائممقام پدر بزرگوار خود بود و در مدرسهء گوهرشاد آغا به درس و افاده قيام نيز مىنمود و فى الواقع خواجه عبد الرحمان در اقسام علوم و انواع فضايل بهرهء تمام دارد ، اما به واسطهء كمال علم و تواضع و عدم مساعدت بخت و طالع در اين ايام در كمال پريشانى و بىسامانى اوقات مىگذراند . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 349 ) مولانا شمس الدين محمد الحنفى به متانت طبع و لطافت ذهن و تحقيق مسايل علوم و تدقيق در مباحث محسوس و مفهوم بىمثل زمان خود است و در كمال زهد و تقوا روزگار گذرانيده از شرايط امانت و ديندارى دقيقهاى نامرعى نمىگذارد . تدريس يك صفه از مدرسهء شريفهء سلطانيه متعلق به آن جناب است و اكثر طلبهء دار السلطنهء هرات به آن درس تردد نموده از نتايج افكار افادت آثارش محظوظ و بهرهور مىگردند . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 349 )